خدای
تعالی در قرآن می فرماید: الا الذین تابوا و اصلحوا
و بینّوا تمام مسائل دینی را باید اصلاح کنید.
کارتان همیشه اصلاح خودتان و روحتان باشد. آیا شده فکر کنید که چه صفت رذیله
ای در شما هست وروی آن کار کنید و نزد یک طبیب روحی بروید و بگوئید: من حسودم،
بخیلم، معصیت کارم، کینه توزم، بی جهت غضب می کنم؟ تا هفتاد مرض روحی در بعضی
روایات شمرده شده. این امراض را بررسی کنید. بعضی در امراض بدنی وسواس دارند. دست
روی شکمش می گذارد و فشار می دهد و طبعا قدری درد می گیرد. پیش طبیب می رود و می
گوید: دلم درد می کند. یا مثلا غده ای در بدنش می بیند، می برد آزمایش می دهد
که مبادا بدخیم باشد. آنقدر کوشش میکند که مبادا این غده، سرطانی و غیر قابل
معالجه باشد. اما هیچ شده به فکر این باشی که یک غده ی سرطانی
مشکلی در دل تو هست که آن ترس از مردم است؟ اگر انسان شجاعت داشته باشد و
نتواند خودش را از میان جمعیتی که گناه می کنند بیرون بکشد و با آنها هماهنگ
شود، این مرض ضعف است.خدای تعالی در قرآن به مومنین می فرماید: و لا تخافوهم و خافون ان کنتم مومنین.
ضمیر "هم" به قدرتمندان و ثروتمندان دنیا برمی گردد. طبق صریح این آیه
علامت ایمان این است که از هیچ چیز نترسید جز خدا.روح خودت را اصلاح کن. این ترس
را بردار و اسباب زحمت درست نکن.یک روز هارون الرشید گفت: من از هیچ چیز نمی ترسم.
وزیرش یحیی برمکی چیزی نگفت. یکی دو روز بعد گفت: خانمی اینجا هست که به
شما اظهار علاقه می کند. هارون گفت: آهسته، زبیده اینجاست! گفت: تو که
از هیچ چیز نمی ترسیدی؟ تو از زنت می ترسی.روایت دارد کسی که از خدا نترسد،
خدا او را از همه چیز می ترساند. حالا که ارتباط با خدا نداری و ملاحظه ی
عظمت پروردگار را نمی کنی، پس از همه چیز بترس
شب ولادت امام رضا(ع)
یک دعایی دیدم که ابتدای آن نوشته بود:هرکس این دعا را بخواند امام زمان (عج)را در
خواب خواهد دید،من نیز چون شب ولادت بود با خود اندیشیدم که آنرا میخوانم وشاید شب
ولات سعادتی نصیبم شود ودیدار روی محبوبم را عیدی بگیرم ،پس خواندم وخوابیدم.
شب در خواب رخسار شریف
امام عصر را دیدم که از نور بود،ایشان فرمودند))برای فرجم دعا کنید اگر
دعا کنید فرج من به اندازه(سپس چشمان مبارکشان را بستند وباز کردند)چشم برهم
زدنیمیرسد))
چقدر ما انسانها در
غفلت وستم به آقایمان هستیم که یک چشم بر هم زدن را تبدیل به 1170سال کرده
ایم
آن سرور برگزیده ای که
در بین ماست چرا بدنبالش نمیگردیم. چرا مانند شیفتگان کویش ندای آمیخته با اشک سر
نمی دهیم که:یاصاحب الزمان،ای نوردو چشم سوخته ام،ای برگزیده الهی،جان ومالم فدایت
توکجا منزل گرفته ای...آیا راهی هست تو را ملاقات کنم(حاج ملا آقا جان زنجانی(ره))
پدری مهربان
اولیاء خدا چه در زمان غیبت چه در زمان ظهوردر
واقع پدران مهربان روحی انسانها هستند.آنان ارواح تشنه معنویت وطالبان حقیقت
وسعادت را از جام کوثر وحکمتهای علوم ومعارف انسان ساز اهل بیت عصمت وطهارت،سیراب
سازند،آنان حتی پس از مرگ هم با دستی بازتر از محبان کوی دوست دستگیری میکنند،یکی
از این اشخاص برجسته جناب آیت الله حاج ملا آقا جان زنجانی(ره)است مطلب زیر مطلب
جالبی از کمک ایشان به یک خانم سیده است ،این خانم سیده مینویسد:
بسم الله الرحمن الرحیم
امیرالمومنین(ع)فرمود:پارسایان
گروهی هستنداز اهل دنیاکه اهل آن نیستند،آنان در دنیا مانند کسی که اهل آن نیست به
سر میبرند....
**اهل دنیا را می بینند
جسدشان اهمیت می دهند،وایشان به مرگ دلهای زنده خویش بیشتر اهمیت میدهند**
در سالهای اولیه تکلیف
بودم که همواره بدنبال راه وروش زندگی ائمه اطهار(ع)واینکه چگونه میشود مثل آنان
شد ودرزمره نزدیکان ومقربین درگاه آنان قرار گرفت،می گشتم.سعی میکردم کارهای خوب
زیاد انجام دهم واز بدیها دوری کنم،از امام زمان(روحی فداک)کمک میخواستم تا اینکه
در سن16سالگی روزی در کتابفروشی به کتاب ((پرواز روح))که شرح حالات مرحوم حاج
ملاآقاجان(ره)است برخورد کردم،وآنرا تهیه کرده وتمام آن را بدون وقفه مطالعه
کردم،آنچنان شیفته حالات ایشان شدم که به حالشان غبطه خوردم واشک می ریختم واز
مولایم امام زمان (ارواحنا فداه)میخواستم تا کمکم کنند من هم مثل ایشان شوم
وبتوانم روحم را پاک کنم وبه کمالات بالایی دست یابم وتا به ائمه اطهار وخصوصا
حضرت بقیه الله (عج)نزدیک شوم.
صدایی دلنشین مرا از
خواب بیدار می کرد
آن شب تا به صبح گریه
کردم واز مولایم امام زمان (عج)کمک می طلبیدم،ازشبهای بعد نیمه شب که می رسید با
صدای دلنشین کسی بیدارمی شدم وقتی چشمم را باز میکردم پیرمردی مهربان را بالای سر
خود می دیدم که دستی پر از مهر پدری بر سرم کشیده ومرا بیدار می کند.من بیدار می
شدم ومشغول تهجد وراز ونیاز با خدای تعالی می شدم،محبت شدیدی به این پدر پیر پیدا
کرده بودم اما نمی دانستم کیست؟اسمش چیست؟وچطور وارد اطاق من میشود؟وبعد از بیدار
شدنم ناپدید می شد،این مطلب همیشه ذهن مرا به خود مشغول میکرد تا اینکه در سالهای
اخیر به یکباره عکس حاج ملا آقاجان که در پشت کتاب((پرواز روح))به چاپ رسیده
بود،توجه مرابه خودجلب کرد(با آن که عکس ایشان پیش از این در داخل کتاب بود)ولی
چاپ آن در سالهای اخیر در پشت جلد موجب شدمن به خود آمده ومتوجه شوم که او همان
پدر مهربان سالهای گذشته من است،آری،او همواره مرا از کمکهای خود بهره مند ساخت تا
بتوانم قدم در راه تزکیه نفس بگذارم وتاکنون این محبتها را از من دریغ نداشته
است.امیدوارم با درج این مطلب کوچک از آن بزرگوار،دلهای حقیقت جواز ایشان کمک
بطلبند ودر راه رسیدن به مقام خلیفه اللهی وقرب به حضرت بقیه الله (عج)از روح
بزرگش استمداد بطلبند،حاج ملا آقا جان زنجانی در سال 1334دار فانی را وداع گفت
وقبر شریفشان در قبرستان عمومی زنجان است،بیایید با خود فکر کنیم که امام زمان با
ما چه کرده که 1170سال در غیبت باشد،در غربت باشد،کسی که هدف ظهورش رساندن ما به
خدا وبرطرفکردن همه غم ها وغصه های مادی
ومعنوی ماست،آیا این است پاداشش ،ای شیعیان آیا شرم نمیکنیم از این مصیبت عظما که
به وجود آورده ایم،در روز قیامت جواب خدا را چه میدهیم،جواب رسول الله را چه
میدهیم،ما از مسلمانی چه میدانیم،حال آنکه بسیاری مان حتی یک بار قرآن را تا به
آخر نخوانده ایم که ببینیم این خدای مظلوم چه فرموده،عزیزان امام زمان نه برای
خونریزی،نه برای حکومت کردن وجاه ومقام، که برای رساندن ما به خدا ورشد معنوی
ومادی ما میاید ،برای هدایت ما،برای آن که عقل های ما را رشد دهد،ما را از معرفت
به خدا ورفاه مادی ومعنوی بهره مند کنند،آخر تا به کی غفلت، مگر اما عصر بر ما چه
کرده،تا کی غفلت،تا کی این همه ظلم،به خدا قسم که خدا از ما بازخواست میکند،امام
عصر(عج) بازخواست میکند،که چرا با من اینگونه کردید،اگر به اندازه ای که برای
پیروزی تیم فوتبال دعا میکنیم برای ظهورش دعا میکردیم ،آقا میامد
امام عصر (عج)خطاب به یکی از شیعیان در عالم
خواب: ((اگر هر روز سه نفر منتظر من باشند ظهور 10سال جلو میافتد))وبعد با یک حالت
افسوس فرمودند:((اگر در ماه رمضان منتظر بودید چه میشد))
قضیه سوم که بسیار تکان دهنده است را تقدیم شما می
کنیم:خانم ز-ر
به آقا ومولایممتوسل بودم وبا آن حضرت حرف می زدم وبرای غفلت هایی که داشتم از ایشان عفو
وبخشش می خواستم که ناگاه متوجه شدم آن حضرت مطلبی را به قلم الهام فرمودند که:
همانطور که در آیات قرآن تلاوت می کنید در زمان هر
یک از پیامبران ، مردم مبتلا به معصیت وگناهی بوده اندو باعث آزار پیامبرشان می
شدند،در زمان هر یک از اجداد بزرگوارم نیز مطلب چنین بود و هم اکنون هم،در این
زمان،
تمامی آن مصیبت ها بر مردم اهل زمان من جریان پیدا
کرده وآن چه اجدا طاهرینم ظلم وجفا دیدند،همه بر من وارد شده،
به طوری که جای سالمی برای من باقی نماند،به مردم
بگویید دست از معصیت وغفلت از خدا بردارندکه من زهر جفایی که پیامبر را با آن شهید
نمودند وشمشیری که فرق امیر المومنین(ع)را شکافت
وپهلویی که
از مادرم شکسته شد وجگری که از امام مجتبی(ع)پاره پاره شد وسر مطهری که از پیکر
امام حسن(ع)جدا شد وزنجیری که امام زین العابدین(ع) را با آن به اسارت بردندو
مصائب ائمه(ع)را همه دچار شده ام
.سپس فرمودند:تمام اینها به یک طرف وجفای فراموش شدن من از خاطر شیعیانم به یک طرف،به
آنها بگویید مرا به فراموشی سپرده اند،در حالی که من آنان را فراموش نکرده وهر
لحظه به یادشان هستم
سعی کنیم همیشه برای آقا دعا کنیم ،برای فرجش،که
خودآقا در جواب شخصی فرمودند:((برای فرج دعا
کنید که گشایش کارهای شما هم در آن است)) اگر صدقه ای میدهید سعی کنید به نیت ظهور
وسلامتی آقا بدهید (در مرحله اول)وبعد برای بخشش گناهان همه شیعیان، در نمازتان
ودعایتان همیشه دعای برای ظهور را اولین ومهمترین دعایتان قرار بدهید که دعا برای
ظهور آقا از((واجبات))است،اوجب واجبات برای یک مسلمان تزکیه نفسش از رذائل است ،پس بیایید خود را
پاک کنیم تا آقا را از خود راضی وخشنود کنیم وقدمی در راه نزدیک کردن ظهورش
برداریم